|
|
توضيحات غضنفر |
|
يكي از احمقانه ترين كارها نوشتن در مورد كارهاي احمقانه از موقعيتي احمقانه است. برادر رضا [شريفي] را اولين بار وقتي ديدم كه در قرائتخانه انجمن يكي از مقالات بي امضاء نشريه عصر ما را مي خواند. بعدها طي يك بيانيه با تيتر يكي از آيات قرآن كه مسلمانان را دعوت به قيام به تنهايي يا دو نفره مي كند،همراه با حاجي [علی حاجیكتابي] قيام دو نفره كردند. يكي از ليست هاي انتخاباتي همين ليست دو نفره بود كه برادر رضا به عنوان عضو اصلي و حاجي به عنوان عضو علي البدل وارد شوراي كذايي انجمن علم و صنعت شدند.
لازم است براي قبل از سال 76 هم حداقل تاريخچهاي نوشته شود. اگر چه در نشريه انجمن چيزهايي نوشته شده، ولي اين كه احمدينژاد عضو اين انجمن بوده و خيلي كسان ديگر، شايد اين بررسي را جالبتر كند. هيات نظارتي كه سيدطبا عضو آن بود و دادجو را رد صلاحيت كرد بعدها از رسميت افتاد و دوباره توسط مصوبه مجمع اعضاء هيات جديدي منصوب شد. اين از رسميت افتادن هم خود داستاني دارد. دليل اصلي آن هم طراحي شاهكار ماندگار كسي [عليرضا طاهري] بود كه اين شوراي ناهمگون را طراحي كرده بود. فشارهايي كه دادجو روي بعضي از اعضاي نزديك به خود داشت، از جمله امانيزاده و رضايي آورد. باعث از رسميت افتادن هيات نظارت اولي شد. در اين هيأت آقارضي اصلاً عضو نبود. بعدها هم همين طور. جالب است روي شخصي مثل سيدطبا امضاء توسط دادجو و خدامراد احمدي جمع شد كه ايشان از تسنن دفاع مي كند و حق نظارت بر انتخابات را ندارد. تا آن زمان اكثر بيانيههاي انجمن همراه با امضاء ديگر نهادهاي دانشگاه منتشر ميشد، مگر موارد خاص. به همين دليل بعد از رفع سوء تفاهم بين دادجو و خدامراد [احمدي] همسويي عليه شوراي منتخب هيات نظارت توسط كل نهادهاي دانشگاه شكل گرفت. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1383ساعت 2:43  توسط |
|
||
