|
|
انتخابات آزمايشي |
|
|
پيش از انتخابات دوم خرداد دانشگاه با وجود يك دست بودن كامل تشكلهاي دانشجويي، فضاي دانشگاه به شدت سياسي بود. انجمن اسلامي دانشجويان از خاتمي دفاع ميكرد و فقط اخبار مربوط به او را در تابلوي برخود افكار پوشش ميداد و يادم هست بعضي از دانشجويان بسيجي به انتقاد از تابلو آن را خاتمكاري و خاتمينامه ميخواندند. انجمن اسلامي دانشجويي (گروه طبرزدي) نيز در آن زمان فعاليت زيادي داشت، در تابلوي اعلانات تقريباً به طور كامل اخبار انتخابات را پوشش ميداد و هر هفته تريبونآزاد برگزار ميكرد. در اين جلسات تريبون آزاد گاهي اتفاقات جالبي ميافتاد. يادم هست كه يك بار دانشجويي پشت تريبون رفت و حدود نيم ساعتي دربارهي تندخواني صحبت كرد و وقتي ديگران اعتراض كردند، گفت مگر اينجا تريبون آزاد نيست، خب، من ميخواهم راجع به اين موضوع صحبت كنم. يك نفر هم پاي ثابت اين جلسات بود و كتاب كوير شريعتي را هر جلسه ميآورد و نيم ساعتي هم ميخواند. بامزهترين اتفاق زماني افتاد كه يكي از دانشجويان از برخورد نگهبانان دانشگاه به شدت عصباني بود. پشت تريبون رفت و كفشش را در آورد و به دانشجويان نشان داد و گفت به من گفتند كه پاشنهي كفشت ضخيم است و اين مخالف شئونات اسلامي است و از من تعهد گرفتند كه شئونات اسلامي را رعايت كنم. آخر در كجاي اسلام ضخامت پاشنهي كفش را تعيين كردند؟! اوضاع مضحكهاي بود، آن زمان به خيلي چيزها گير ميدادند، عينك دودي، شلوار لي، پيراهن آستين كوتاه، خط ريش فانتزي. خيلي از دانشجويان بعد از اعتراض او آمدند و گفتند اين مسائل بياهميت است و نبايد مطرح كرد.
اقدام مهم ديگري كه انجمن دانشجويي پيش از انتخابات انجام داد، انتخابات آزمايشي بود. البته قصد آنها اين بود كه در اين انتخابات حشمتالله طبرزدي برنده شود و از اين قضيه براي تبليغات استفاده كنند. دو گروه در انجمن دانشجويي بودند، عدهاي مثل شهيدي كه تمايلي به طبرزدي نداشتند و آنجا فعاليت ميكردند به خاطر اين كه جاي ديگري پيدا نكرده بودند و افراد معدود ديگري مثل نوري كه حامي طبرزدي بودند. دستهي اول تمام تلاش خودش را معطوف به حمايت از سحابي كرد. من و چند نفر ديگر از دوستانم كه تمايل به سحابي داشتيم از اين فرصت استفاده كرديم تا عزتالله سحابي را معرفي كنيم. آن زمان در دانشگاه هيچ امكاني براي تبليغ او وجود نداشت. انجمن اسلامي دانشجويان به شدت مخالف ملي-مذهبيها بود. واقعيت اين است كه اصلاً حمايت افراد انجمن اسلامي دانشجويان، به ويژه رضا دادجو از خاتمي هم موضوع پرسشبرانگيزي بود. براي تبليغ سحابي از مجلهي ايران فردا و ويژهنامههايي كه براي تبليغات منتشر كرده بود استفاده ميكرديم. محبوبيت سحابي ميان دانشجويان به سرعت زياد ميشد و تقريباً هر كسي كه با ديدگاههاي انتقادي او از حكومت آشنايي پيدا ميكرد، از او حمايت ميكرد. براي استفاده از تابلوي برخورد افكار انجمن اسلامي دانشجويان، علي قاضي زاده و دوستش ابتكار جالبي زدند. آنها تصميم گرفتند كه مقالهاي به ظاهر انتقادي دربارهي سحابي بنويسند و در آن با مطرح كردن شعارهاي مهم سحابي، او را نقد كنند. اين مقاله را با عنوان «كدام ملي؟ كدام مذهبي؟» نوشتند و براي تابلوي برخود افكار فرستادند. اتفاقاً مقاله را در تابلو نصب كردند. بعد از مدتي تصميم گرفتند كه مقالهاي در جواب آن بنويسند تا انجمن بنا به اصل برخود افكار مجبور شود آن را هم منتشر كند. اين مقاله را هم دوست علی نوشت، اما انجمن اسلامي دانشجويان حاضر به انتشار آن نشد. اما بالاخره بچهها هر دو مقاله را در تابلوي انجمن اسلامي دانشجويي منتشر كردند. با تبليغات زيادي كه بچهها براي سحابي كرده بودند، اميدوار بودند كه نفر اول شود. اما خاتمي هم نفوذ بيشتري داشت و هم امكانات زيادي براي تبليغ داشت. نفر اول انتخابات خاتمي با حدود 45 درصد آرا و نفر دوم سحابي با حدود 25 درصد آرا شد و نفر سود ناطق بود با حدود 13 درصد و بقيه هم كانديداهاي ديگر. نتيجه را به جزئيات كامل اعلام كردند. بعد از مدتي طبرزدي از آنها خواست كه نتيجهي آراي اول تا سوم را اعلام كنند و از رأي او صحبتي نكنند. اين نتيجه در بعضي مطبوعات انعكاس يافت، به ويژه در ايران فردا كه بالاخره از همين نتيجه هم راضي بود. عزتالله سحابي در پاسخ به پرسش خبرنگاري كه پرسيده بود آيا شما بهتر نيست انصراف بدهيد تا آقاي خاتمي با رأي بيشتري در دور اول انتخاب شود، گفت من اميدوارم كه آقاي خاتمي در دور اول رأي كافي بدست آورد، من آراي كساني را جذب ميكنم كه اصلاً تمايلي به رأي دادن ندارند. اين موضعگيري براي هر دو جناح رقيب مفيد واقع شد، از يك طرف محافظهكاران خاتمي را تخطئه ميكردند كه چرا يك ملي- مذهبي معلومالحال از او حمايت كرده است و از طرف ديگر هواداران خاتمي طرفداران سحابي را متقاعد ميكردند كه بهتر است به خاتمي رأي دهند. گمان ميكنم اكثر هواداران سحابي در آن انتخابات به خاتمي رأي دادند. سحابي و طبرزدي هر دو رد صلاحيت شدند. بخشي از انجمن اسلامي دانشجويي بر خلاف تصميم مركز بيانيهاي با امضاي انجمن در حمايت از خاتمي منتشر كرد. اين موضع باعث اعتراض هواداران طبرزدي شد. حشمتالله طبرزدي در آخرين روزهاي انتخابات از ناطق نوري حمايت كرد. دو روز پس از انتخابات هم طبرزدي و هم سحابي پيروزي خاتمي را تبريك گفتند و آن را نه بزرگي به حاكميت تلقي كردند. |
||
|
2
نوشته شده در جمعه چهارم دی 1383ساعت 1:5  توسط |
|
||

گاهي اوقات در آن جلسات بحثهاي سياسي هم مطرح ميشد. انجمن اسلامي دانشجويان با جلسات تريبون آزاد مخالف بود، بيشتر هم جنبهي رقابتي داشت. يك بار عليرضا طاهري عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان پشت تريبون قرار گرفت و به تخطئه تريبون آزاد پرداخت. اول يك كمي در مورد پست مدرنيسم صحبت كرد و اين كه چرا شما اين قدر غافليد و دورهي پست مدرنيسنم شده است و شما خبر نداريد و بحثهاي پيش پاافتاده ميكنيد. سالهاي 75 و 76 «پست مدرنيسم» مد شده بود و هر كسي كه ميخواست ادعاي معلومات بكند بايد چند باري آن كلمه را به كار ميبرد، بعد از انتخابات دوم خرداد «گفتمان» مد شد. چند روز پيش از آن زهرا رهنورد هم به دانشگاه آمده بود و دربارهي پست مدرنيسم سخنراني بيمعنايي كرده بود. ادعاهاي ديگر طاهري در بيهوده بودن تريبون آزاد نتيجه نگرفتن از جلسات بود و ميگفت اگر اين جلسات نتيجهاي داشته است، بياييد نتايجي را كه از جلسات قبلي گرفتيد بگوييد. جالب بود كه از آن به بعد در آخر جلسه مجري مجبور بود جمعبندي و خلاصهاي از مباحث ارائه كند.